معرفی سبک‌های فشن: آوانگاردیسم به‌مثابه موضعی فکری در برابر عادت

سبک آوانگارد
وقتی از سبک آوانگارد در فشن حرف می‌زنیم؛ بیشتر از آنکه به دنبال یک بروز ظاهری باشیم، از یک "موضع فکری" حرف می‌زنیم؛ موضعی در برابر عادت، تکرار و اطمینان. اینجا لباس کارکردی صرفا پوشاننده یا تزئینی ندارد و تبدیل به رسانه‌ای برای بیان ایده، نقد ساختارهای مسلط و بازتعریف بدن، جنسیت و زیبایی میشود.

در جهان امروز که صنعت مد با سرعتی سرسام آور ترند تولید می‌کند، سبک آوانگارد عمدا کند، دشوار و حتی گاهی آزاردهنده پیش می‌رود.  این دشواری بخشی از ماهیت آوانگارد است، چرا که این سبک قرار نیست فورا پذیرفته شود بلکه قرار است مرزها را جابه‌جا کند.

برای درک دقیق استایل آوانگارد در فشن، باید تاریخ هنر، فلسفه مدرن و تحولات اجتماعی و سیاسی‌را مورد بررسی قرار دهیم. در این وبلاگ تلاش می‌کنیم با نگاهی جزئی‌نگر و تحلیلی مفهوم آوانگاردیسم‌ را از ریشه‌های تاریخی‌اش تا تجلی آن در فشن معاصر بررسی کنیم.

آوانگارد در تاریخ هنر: تولد یک مقاومت زیبایی شناختی

استایل آوانگارد
در بستر تحولات عمیق اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم و با بهره‌گیری از کلمه فرانسوی AvantGarde با ریشه‌ای نظامی و به معنی پیش‌قراول بود که مفهوم آوانگارد شکل گرفت. در این دوره نظم‌های تثبیت شده سیاسی، اجتماعی و هنری به چالش کشیده شدند. با صنعتی شدن جوامع، رشد شهرنشینی، و تجربه‌ی جنگ‌های ویرانگر هنرمندها نمی‌توانستند به بازنمایی‌های کلاسیک و زیبایی‌شناسی آکادمیک وفادار بمانند.

جنبش‌های آوانگارد هنری، از جمله فوتوریسم، دادائیسم، کانستراکتیویسم و سوررئالیسم، که هرکدام واکنشی مستقیم به وضعیت زمانه خود بودند در این دوران شکل گرفتند. آن‌ها نه‌تنها فرم‌های پیشین را شکستند، بلکه اساساً مفهوم "هنر برای لذت" را زیر سؤال بردند. در این رویکرد، اثر هنری می‌توانست ناتمام، خشن، ناموزون یا حتی "زشت"باشد؛ به شرط آن‌که حامل ایده‌ای تازه باشد.

نکته کلیدی این است که آوانگارد همواره با "ریسک" تعریف شده است: ریسک فهمیده‌ نشدن، طردشدن و حتی شکست تجاری. همین منطق هم بود که بعدتر به دنیای مد منتقل شد.

انتقال تفکر آوانگارد به فشن: وقتی لباس زبانی برای اعتراض می‌شود

استایل آوانگارد

 

فشن تا پیش از قرن بیستم، عمدتاً در خدمت بازنمایی طبقه اجتماعی، ثروت و هنجارهای جنسیتی بود. اما با تغییر نقش زنان در جامعه، ظهور مدرنیته و تأثیر مستقیم هنرهای مدرن، لباس به تدریج به بستری برای بیان فردیت و اعتراض بدل شد.

فشن آوانگارد از لحظه‌ای آغاز می‌شود که طراح دیگر بدن را مرکز مطلق طراحی نمی‌داند. در این نگاه، لباس قرار نیست بدن را زیباتر، باریک‌تر یا جذاب‌تر نشان دهد؛ بلکه می‌تواند آن را پنهان، دفرمه یا بازتعریف کند. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که فشن آوانگارد از مدِ جریان اصلی جدا می‌شود.

در این رویکرد، سیلوئت‌ها اغلب اغراق‌آمیز، چندلایه یا نامتقارن هستند. پارچه نه فقط متریالی برای دوخت، بلکه عنصری مفهومی است که می‌تواند صدا، حرکت و حتی مقاومت ایجاد کند.

ویژگی‌های ساختاری استایل آوانگارد در فشن زنانه

استایل آوانگارد

 

اگر بخواهیم آوانگارد را به‌صورت دقیق‌تر کالبدشکافی کنیم، باید به مولفه‌های ساختاری آن توجه کنیم؛ عناصری که در اغلب طراحی‌های آوانگارد تکرار می‌شوند، اما هرگز به فرمول تبدیل نمی‌شوند.

 اولین مولفه، "بی‌اعتنایی به تقارن" است. تقارن در زیبایی‌شناسی کلاسیک نشانه تعادل و کمال است، اما آوانگارد عامدانه این تعادل را برهم می‌زند. برش‌های نابرابر، یقه‌های کج و حجم‌هایی که در یک سمت بدن متمرکز شده‌اند، نمونه‌هایی از این رویکرد هستند.

دوم، "بازی با حجم و فضا" است. در فشن آوانگارد، فضای خالی به اندازه پارچه اهمیت دارد. فاصله لباس از بدن، حفره‌ها و لایه‌های معلق، همگی بخشی از طراحی هستند.

سوم، "اولویت ایده بر تزئین" است. برخلاف بسیاری از سبک‌ها، آوانگارد به تزئینات سنتی وابسته نیست. اگر جزئیاتی وجود دارد، در خدمت مفهوم است، نه زیبایی صرف.

طراحان کلیدی آوانگارد در فشن جهانی

استایل آوانگارد

 

برای فهم عملی آوانگارد، بررسی آثار طراحانی که این زبان را ساخته‌اند ضروری است.

ری کاواکوبو، شاید رادیکال‌ترین چهره این جریان باشد. طراحی‌های او اغلب بدن را به چالش می‌کشند و از مخاطب می‌پرسند: "زیبایی دقیقاً چیست و چه کسی آن را تعریف می‌کند؟"

یوجی یاماموتو با استفاده از سیلوئت‌های آزاد، رنگ‌های تیره و ارجاع به فلسفه ژاپنی، نوعی آوانگارد شاعرانه خلق کرده است؛ آوانگاردی که به‌جای فریاد، نجوا می‌کند.

الکساندر مک‌کوئین، از دیگر طراحان این سبک که سویه‌ای نمایشی و دراماتیک به آوانگارد افزود. آثار او ترکیبی از خشونت، زیبایی و روایت‌های تاریخی بودند و نشان دادند آوانگارد می‌تواند عمیقاً احساسی باشد.

آوانگارد و سیاست بدن در فشن زنانه

استایل آوانگارد

 

یکی از مهم‌ترین ابعاد آوانگارد در فشن زنانه، نسبت آن با "سیاست بدن" است. در این سبک، بدن زن دیگر ابژه نگاه نیست، بلکه بستری برای پرسش‌گری است. لباس می‌تواند بدن را بپوشاند، پنهان کند یا حتی از مرکز توجه خارج کند.

این رویکرد، به‌ویژه در برابر استانداردهای غالب زیبایی زنانه، موضعی انتقادی دارد. آوانگارد به بدن اجازه می‌دهد متنوع، نامتعارف و حتی متناقض باشد.

نسبت آوانگارد با  استایل کژوال

استایل آوانگارد

 

شاید در نگاه اول، آوانگارد با فشن کژوال در تضاد به نظر برسد، اما در واقع بسیاری از نوآوری‌های امروز مد روزمره، از دل آوانگارد بیرون آمده‌اند. سیلوئت‌های آزاد، لباس‌های اورسایز و بی‌توجهی به تفکیک‌های سخت جنسیتی، همگی زمانی ایده‌هایی رادیکال بودند.

برای برندهای پوشاک زنانه کژوال، آوانگارد می‌تواند منبع الهامی باشد؛ برای ساخت هویتی متمایز و آینده‌نگر.

استایل آوانگارد

 

آوانگارد در فشن ، بیش از آن‌که پاسخی آماده باشد، مجموعه‌ای از پرسش‌هاست. پرسش درباره بدن، زیبایی، نقش لباس و حتی خود مفهوم مد. این سبک به ما یادآوری می‌کند که مد، اگر صرفاً تکرار باشد، می‌میرد؛ اما اگر جسارتِ پرسش‌گری داشته باشد، می‌تواند آینده را بسازد.

برای مخاطبان آگاهی که به دنبال عمق، هویت و تمایز  هستند؛ آوانگارد نه یک انتخاب لوکس، بلکه یک ضرورت فکری است

اگر از خواندن این وبلاگ لذت بردید، و دوست دارید درباره سایر سبک‌های استایل هم بخوانید بد نیست سری به وبلاگاستریت استایل، از خرده فرهنگ تا جریانی قالب در استایل اجتماعی بزنید.

 

نظرات کاربران
افزودن نظر جدید

شما هم می توانید در مورد این بلاگ نظر بدهید